یادداشت سردبیر
بن‌بست گردشگری و «گفتار»های پادرهوای مقامات/ «زندگی ادامه دارد» اما چگونه؟

کشته شدن هزاران جان در اعتراضات دی‌ماه، جدای از این‌که داغ جانسوز و مصیبت بی‌سابقه‌ای را بر دل ملت ایران گذاشت، در بُعد مادی نیز مشکلات بسیار بزرگی به وجود آورد. خیل مشاغل متاثر از رکود سفرها در عید بی‌مانندی که در پیش داریم، بخشی از این مصیبتِ به بیان‌درنیامدنی‌‎ست. حین فکر کردن به این موضوع یاد عبارتی افتادم که ترجمان همان «دنیا که به آخر نرسیده» است؛ اما آیا به راستی موضوع به همین سادگی‎‌ست که در چنین عبارتی خلاصه‌اش کنیم؟

زمانی هنرمند فقید عباس کیارستمی نام فیلمش را که در روز سوم بعد از زلزله رودبار و منجیل می‌گذشت، گذاشت «زندگی و دیگر هیچ (زندگی ادامه دارد)». بالطبع به یادآوری امید به بازماندگان آن بلای طبیعی. گزاره همان گزاره است و بر «امر واقع» دلالت دارد، کاش کارکرد امیدبخشی هم می‌داشت/ داشته باشد!

جدای از داغدیدگانی که بعضا حتی نان‌آورشان را از دست دادند، کسب و کارهای متعددی نیز بلاتکلیفند. چه بر اثر تخریب‌های صورت گرفته و بلااستفاده ماندن املاک و محل‌های کسب و چه به لحاظ رکود سفرها ناشی از پیامدهای اعتراضات.

در خبری آمده بود که در جلسه‌ای ویژه، تعیین وضعیت بازار رشت که با حضور نماینده‌ای از بازاریان و مقامات، بر لزوم تسریع این امر تاکید شد. اگرچه حضور دارابی در مقام معاون میراث وزارتخانه بیشتر به دلیل تخریب بخش هویتی و تاریخی شهر بوده اما واقعیت این است که جدای از آن، آنچه شاید مغفول می‌ماند، لطمه شدیدی است که کسب و کارهای شهر توریستی رشت از این وضعیت دیده. شهری که حالا دیگر کسی تردید ندارد یکی از محبوب‌ترین شهرها نزد مردم ایران و اقوام غیرگیلک هم هست.

مروری بر آمار سفرهای نوروزی در سال‌های مختلف نشان می‌دهند که رشت یکی از مقاصد مهم مردم در تعطیلات آغاز سال خورشیدی بوده. چنان‌که رزرو اقامتگاه‌های مختلف از مدتی قبل از عید آغاز می شده و اگر کسی قصد سفر به گیلان  را داشته باید زودتر می‌جنبیده تا تکمیل ظرفیت‌ هتل‌ها و دیگر اقامتگاه‌ها سبب منتفی شدن سفر نشود. ترافیک معروف جاده قزوین-رشت در تعطیلات مختلف و در راس آن‌ها در آستانه نوروز، گواهی‌ست بر این امر؛ درست در روزهایی که اغلب شهرهای ایران از جمله تهران به خاطر خارج شدن مردم از شهر بیش از همیشه خلوت بوده‌اند؛ اما امسال به دلایلی که افتد و دانی، تاکنون نه تنها خبری از رونق سفرها نیست بلکه رکودی بی‌سابقه دامن‌گیر صنعت گردشگری شده است.

بازار رشت همواره در روزهای عید پررونق‌ترین اوقات خود را می‌گذرانده. دلیل آن هم چیزی جز «گردشگری»، جز سفرهای متعدد به این شهر، نبوده؛ اما حالا که رشت به خاطر سوگواری‌های به جامانده از یک سو و تخریب‌های صورت گرفته از سوی دیگر، رشت همیشگی نیست. در این میان کسب و کارهای مرتبط با گردشگری که تقریبا قاطبه کسب‌وکارهای شهر را در طول عید در برمی‌گرفته، روزهای بسیار دشواری را سپری می‌کنند. چه خانواده‌هایی که نان‌آورشان بی‌سابقه‌ترین رکود خود را از سر می‌گذرانند و طبعا ناشادترین عیدشان را. چه کسی پاسخ این ناشادی را می‌دهد.

قائم مقام وزارتخانه بر تسریع تعیین تکلیف بازار رشت تاکید کرده؛ گزاره‌ای که خود تکلیفی ندارد معلوم نیست تسریع ناظر بر چه مدت زمانی است؟

متاسفانه در روزهایی به سرمی بریم که انگار مقامات -تازه آنها که کمی درد مردم را دارند- بیش از آن‌که راهکاری برای رفع مشکلات داشته باشند، به «گفتار»هایی رو آورده‌اند که دیگر حتی مُسکنی مقطعی نیستند. از تاکیدات رئیس محترم جمهور بر حقوق حقه مردم و تکرار این مضمون که «ما مقصریم» گرفته تا تاکیداتِ پادرهوایی مانند آن‌چه معاون میراث فرهمگی کشور مبنی بر «ضرورت تسریع در تعیین تکلیف بازار رشت» بر زبان جاری کرده!

حریق و تخریب بازار رشت تنها یکی از بی‌شمار نمونه‌هایی است که سبب رکود اقتصادی شهرها و مناطق ایرانِ پسادِی‌ماه ۱۴۰۴ شده است. به این‌ها بیفزاییم که واکنش‌هایی مانند یادداشت حاضر صرفا محصول مشاهدات و مطالعات است و نه حس کردن عمق فاجعه‌ای که در خانواده‌های آسیب‌دیده جانی و اقتصادی می‌گذرد.

در پایان یادداشت‌هایی از این دست متداول است اشاره‌هایی به این‌که «چه باید کرد؟» اما چه راهکاری و کدام تدبیر می‌تواند در قالب پیشنهاد بگنجد که پیشاپیش دست به کار به زیر سوال کشیدن خود نباشد؟ گردشگری مانند بسیاری دیگر از حوزه‌ها انگار به سکوت رسیده است؛ به این «آخرین سنگر» در برابر آماج بلایا.

پیام بگذارید

آخرین اخبار