سفر امروز: همانطور که با پیدایش عکاسی، نقاشی از فیگوراتیو بودن و بازنماییِ محض آزاد شد و این وظیفه را به دوربینهای عکاسی واگذار کرد، با پیدایش سینما هم بخشی از بار عکاسی از روی دوش این مدیوم برداشته شد؛ چرا که این فناوریِ در آن زمان جدید، میتوانست حرکت و پویایی جاری در طبیعت، اعم از طبیعت انسانی و غیرانسانی را ثبت کند.
در ایران نیز این فناوری وارداتی، چه در هنر و چه در تاریخنگاری، نقطه عطفی را رقم زد که در زمان خود حیرتانگیز بود. اگر قبل از آن تاریخ را صرفا از رهگذر متون مکتوب به نسلهای آینده منتقل میکردند، دوربینهای فیلمبرداری میتوانست تصویر آدمها، فضاها، عمارتها و… را در حرکت ثبت کنند و مانع از فراموش شدن این وجه از جلوه بصری تاریخ شوند.
هفته گذشته پس از ۱۲۵ سال از ورود اولین دوربین فیلمبرداری به ایران، تصاویری از آن دوره در کاخ گلستان کشف شد که به سبب اهمیتش در تاریخ هنر و نیز در تاریخنگاری سیاسی کشور، علاوه بر اینکه میتواند مواد خامی ارزشمند برای پژوهشگران حوزه سیاست و هنر باشد، فینفسه جاذبهای هم برای سیاحتگرانِ تاریخی است؛ آنها که برای دیدن خشت و دیوار و بناهای تاریخیِ به جامانده از ادوار گذشته سفر میکنند تا بقایای تاریخی زمانِ نیاکان خود را ببینند و این برایشان در حکم جاذبهای است که مقصد سفرشان را تعیین میکند، تماشای اولین فیلمهایی هم که از یک سرزمین و یک مملکت برداشته شده، بیشک برایشان جذاب خواهد بود.
پیش از این بارها شنیدهایم که کشورهای برخوردار از جاذبههای تاریخی، همواره در پی تولید محتواهای تازه در باب تاریخ دور و نزدیکشان هستند تا از آن درونمایه برای جلب و جذب سیاحتگران تاریخی استفاده کنند. تا جایی که گفته میشود در بعضی از کشورها حتی محتوای تاریخی جعل میشود و روایتی که مثلا از یک مکان یا عکس یا فیلم ارائه میدهند، اساسا وجود خارجی ندارد. حاجتی به یادآوری نیست که ایران در این زمینه غنایی برآمده از اعصار کهن دارد که شعاع پرتو تاریخی آن تا امروز و اکنون ما میرسد.
کشف نخستین فیلمهای ضبط شده در ایران، نوعا سندی تاریخی است که میتواند متضمن روایتهایی جدید و حامل درونمایه تاریخی بکری باشد که هم پژوهشگران و هم سیاحان تاریخی را به خود جلب کند. بیشک اسنادی از این دست را باید در کانون توجهات بینالمللی قرار داد تا از رهگذر این میراث تاریخی، هم گونهای گفتوگو میان تمدن ایرانی با دیگر ملتها ایجاد شود، هم در حکم معرفی و حتی تبلیغات برای جاذبههای گردشگری تاریخی کشور باشد.
نظر به رویکردهای وزارتخانه در دوره سیدرضا صالحی امیری، بعید است این موضوع مورد توجه قرار نگرفته باشد و وزارتخانه و شخص وزیر به پیوند این کشفیات و مانند آنها با صنعت گردشگری نیفتاده باشند. به هر تقدیر، همانطور که نوع بشر دوست دارد شخصا دیده شود و مورد توجه قرار بگیرد و این غریزهای انکارناپذیر است، هر یک از ما هم به مثابه شهروند ایرانی، خودآگاه یا ناخودآگاه، تمنایِ بیشتر دیده شدن هویت جمعی و تاریخیمان را هم داریم و میخواهیم سرزمینمان با همه داشتههایش در کانون توجه جهان قرار بگیرد. پس این کشفیات نمونهایست از داشتههایی که هر کدام در حکم سرمایهای بالقوه برای جلب و جذب مردم جهاناند. همین؛ که باقی را همه میدانیم.
