بخش خصوصی گردشگری ایران مدتها است که مطابق با ظرفیتهای قانونی موجود خواستار تفویض بخشی از اختیارات وزارتخانه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی است. با روی کار آمدن دولت چهارهم که با شعار وفاق در انتخابات به پیروزی رسید انتظار بخش خصوصی گردشگری هم تحولی در این حوزه به تناسب مفهوم وفاق است. تلقی رایج فعالان بخش خصوصی گردشگری از نمود وفاق دولت در این حوزه، بیش از هر چیز واگذاری برخی از اختیارات و محقق شدن سیاست تفویض اختیار به بخش خصوصی است. خواستهای که بر قوانین موجود و اسناد بالادستی نظام و راهبردها و رهنمودهای مقامات نیز بر آن تاکید شده است.
برای بررسی بیشتر مطالبات بخش خصوصی گردشگری کشور در راستای تفویض اختیار و نیز با هدف بررسی دقیقتر مسایل حوزه گردشگری ایران، سراغ مصطفی شفیعی شکیب، رییس جامعه تورگردانان ایران رفتیم. او در گفت و گو با «سفر امروز» ضمن مطرح کردن نکاتی پیرامون مساله وفاق و نمود آن در حوزه گردشگری به مسایل ریز و درشت این بخش پرداخت و به نقدها و نظراتی که در این حوزه مطرح است، پاسخ داد. مشروح گفتو گوی «سفر امروز» را با رییس جامعه توگردانان ایران بخوانید.
دولت چهاردهم با شعار وفاق روی کار آمد و طبیعتا بخشی از این وفاق هم درقالب ارتباط بخش خصوصی و دولتی قابل تعریف است. به هر روی مدتها است که تشکلهای حوزه گردشگری خواستار آن هستند که واگذاری بخشی از اختیارات وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی به تشکلها انجام شود. شما تصور میکنید که تا چه میزان شرایط برای وفاق بخش دولتی و خصوصی گردشگری کشور فراهم است و برای تحقق این امر چه اقداماتی باید صورت پذیرد؟
شعری عامیانه داریم که میگوید: «به عمل کار برآید به سخندانی نیست». عزیزان زمانی که صحبت میکنند، حرف از تسهیلگری، واگذاری اختیارات به بخش خصوصی و حمایت از این بخش میزنند اما زمانی که مثلا جلسهای برای تودیع وزیر جدید یا معاون وزیر جدید برگزار میکنند و روی سن رفته و میخواهند یادبودی بدهند، میبینید که از حوزههای میراث فرهنگی و صنایع دستی روی سن هستند، اما صحبت از بخش گردشگری مغفول میماند.
در برنامههایی که برگزار میشود هم آقایان همواره صحبت این را میکنند که قصد واگذاری اختیارات را دارند و البته که بخش خصوصی هم استقبال میکند. چنانچه یک روزی اختیاراتی که در دست دولت است به بخش خصوصی واگذار شود،مطمئنا اقدامات به شکل بهتری انجام میشوند. به هر حال بخش خصوصی اگر درآمد نداشته باشد، خیلی زود ورشکست میشود اما برای نیروی بخش دولتی هیچ تفاوتی ندارد و کار باشد یا نباشد، گردشگر به ایران آمده یا نیاید، سر ماه حقوقش را دریافت میکند و مطالباتش هم کم و زیاد نمیشود.
بنابراین اگر کار دست بخش خصوصی باشد چون متوجه بخش ضرر و زیان کار است، اقدامی را صورت میدهد که برای این بخش سودآور باشد و بازخورد مناسبی داشته باشد.
یکی از نقدهایی که مطرح میشود این است که اکثر تورهای ورودی به ایران به مقاصد بیشتر شناخته شده کشور مثل اصفهان و شیراز اعزام میشوند و به همین علت برخی مقاصد کمتر شناخته شده، مغفول میمانند. آیا برنامهای برای معرفی مقاصد جدید از سوی جامعه تورگردانان وجود دارد؟
این موضوع در خصوص همه تورگردانان مصداق ندارد و کامل و عام نیست.در آژانسی که بنده فعالیت دارم شرایط به این گونه نیست که صرفا سه یا چهار مقصد به عنوان تور کلاسیک تعریف شده باشد و در یک بروشور ۳۸تور مختلف را تعریف و معرفی کردهایم. همچنین در قالب بروشورهای دیگر تورهایی را بر اساس رویداد تعریف کردهایم که جشن انگور، جشن خرما،زعفران، پسته، گلابگیری و مواردی دیگر را در قالب رویداد و تور تعریف کردهایم. تقریبا برای تمام ایران تور تعریف کردهایم و حتی برای ادیان مختلف کشور ازجمله زرتشتیان، جهودها و… تعریف شده است. همچنین تورهای مشاهیر، تورهای ویژه بانوان و موارد دیگر در آژانسها تعریف شده است.
با این وجود باید به نکته توجه داشت که آژانسدار و تورگردان نمیتواند نظرش را به گردشگر تحمیل کند و بگوید حتما باید مقاصدی نظیر زنجان، مراغه و یا شهرهای دیگر را ببیند و این در نهایت گردشگر است که تصمیم نهایی را میگیرد.
امروز تورها بر مبنای خواسته گردشگر تعریف میشود و مثلا ممکن است که گردشگر بگوید میخواهد به زنجان رفته و در آنجا روند تولید صنایع دستی کارد یا ملیلهبافی را از نزدیک ببیند. گردشگر دیگری ممکن است که در سفر به اصفهان صرفا خواستار دیدن مسجد عتیق از بین مساجد تاریخی این شهر باشد و علاقهای به دیدن سایر مساجد نداشته باشد و به جای آن ترجیح دهد از موزه موسیقی بازدید کند. در دنیای امروز و مطابق با تعاریف جدید سازمان جهانی گردشگری، تورها سفارشی شده برگزار میشوند و همه آژانسدارن ایرانی نیز این موارد را دانسته و بر همین مبنا کار میکنند.
بنابراین بیانصافی است که بگوییم تورگردانان، تور به مقاصد جدید تعریف نمیکنند. توجه داشته باشید که در کشورهای دیگر هم رویه به همین منوال است و در تورها مقاصد خاصی ارایه شده و خواه ناخواه برخی مقاصد از جریان کنار میروند و مثلا در تور هند، کلکته، حیدرآباد و بنگلر عموما ارایه نمیشود و شهرهای طلایی مثل دهلی جزء تور هستند. به هر حال گردشگر دوست دارد شهرهای مهم و دارای جاذبه بیشتر را ببیند و گردشگری که به ایران هم میآید و شیراز، اصفهان و یزد شهرهایی است که گردشگری که به ایران میآید حتما خواستار دیدن آنها است.
بنابراین زمانی که تاکید گردشگر، بازدید از شهرهای اصلی است و مدت محدودی هم قصد حضور در ایران را دارد، ناچاریم که همین شهرهای اصلی را نشان دهیم اما اگر مثلا مدت حضور گردشگر از ۷ به ۱۰ روز برسد، مناطق دیگر نظیر کرمان، همدان، کرمانشاه یا تبریز را هم اضافه میکنیم.
برخی از کارشناسان معتقدند که یکی از ضعفهای گردشگری ایران در حوزه بازاریابی و معرفی جاذبههای تاریخی و طبیعی ایران است، تا چه حد این نقد را وارد میدانید و به نظرتان برای بهبود وضعیت در این بخش چه اقداماتی میتوان کرد؟
به نظرم برندسازی شده است؛ اینکه Majestic Iran نشانش طراحی شده و در تبلیغاتی که وزارت میراث فرهنگی انجام میدهد از آن یاد میشود؛ نشان از این امر است. همچنین دارند برای رویدادهای ایران نیز به ۱۲زبان بروشور طراحی میکنند. بنابراین به نظرم برندسازی شده و واقعا دارند روی بحث رویدادها هم کار میکنند.
از نظر تعداد آثار ملموس و ناملموس هم اقداماتی انجام شده است اما بیش از یک میلیون اثر ثبت ملی و واجد ارزش در ایران وجود دارد. واقعیت این است که در عرصه معرفی جهانی آثار و ثبت جهانی کردن یک مقدار دیر وارد شدهایم. با این همه به نظرم به لحاظ آثار تاریخی و طبیعی ایران جایگاه و ظرفیتهای شاخصی دارد.
به نظرم امروز ایرانهراسی و نگرانی که در دنیا به وجود آمده است مانع آن شده که ایران آنطور که باید شناخته شود. شاید در زمینه معرفی ایران دولت هم یک مقدار کاهلی داشته و بخش خصوصی هم امکاناتی را که باید نداشته و ندارد. می بینیم که در نمایشگاه گردشگری برلین یعنی ITB میزان مساحتی که ایران داشته ۸۰متر بوده اما بحرینی که از جزیره قشم هم کوچکتر است، حدود ۴۰۰متر زمین در اختیار داشته است. بودجه تبلیغاتی که دفتر توسعه گردشگری میگیرد شاید حدود ۱۴۰هزار دلار باشد که این میزان کافی نیست و بودجه گردشگری ایران با بودجه عربستان که در پروژه «نئوم» و در بخش گردشگری هزینه میکند اصلا قابل مقایسه نیست.