سفر امروز: وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی گفته « در مجموع، جریان سفر در کل کشور مانند سالهای گذشته، فعال بود.» سیدرضا صالحی امیری همچنین گزارشی ارائه کرده است عبارت از اینکه تنها ۴۰ درصد مردم سفر کردهاند که به نظر میرسد فاصله زیادی با رقم واقعی سفر ها نداشته باشد.
اگرچه انتظار از وزیر گردشگری این نیست که در یک گفتوگوی تلویزیونی که ماهیتا فرصتی است برای ارائه گزارش عملکرد، فراتر از این عمل کند و مثلا چالشها و به بیان متعارف «نیمه خالی لیوان» را بگوید؛ خصوصا وقتی به یاد میآوریم که در مقاطعی از سنوات گذشته، آمارهای دولتی در حوزه گردشگری چنان از واقعیت دور بود که تا مرز بیاحترامی به درک و دریافت مخاطب پیش میرفت، همین میزان واقعبینی را هم ارج میگذاریم. با این حال کار رسانه نور تاباندن به بخشهایی از واقعیت است که آمارها و ارقام از نگاه افکار عمومی پنهان میدارند. پرسش این است که اگرچه در آمارها «سفر» در معنای عمومی آن مد نظر است اما چه بخش از سفرهایی که در آمارها به آنها اشاره شده، از حداقل ملاکهای کیفی برخوردارند؟
روشن است که بخش زیادی از این سفرها چه به لحاظ اقامت و چه از حیث دیگر مولفهها با تعریف مورد توافق بینالمللی فاصله آشکاری دارند. وقتی ۹ میلیون نفر در طول تعطیلات نوروز به استانی وارد میشوند که جمعیتی معادل یک سوم این مسافران دارد و تنها ۸۰ درصد از ظرفیت اقامتگاههای رسمی آن استان -اعم از هتل، هتل آپارتمان و…- اشغال میشود، نشانگر چیست؟ روشن است که بخش زیادی از این سفرها یا با اقامت در چادرهای مسافرتی همراه بوده و یا در خانه خویشان و اقوام در سایر شهرها و مناطق.
پر پیداست که مسئول پاسخگویی به عدم تناسب سفرها با تعریفی که از سفر کیفی داریم، وزیر گردشگری نیست. کیست که نداند گردشگری امری چندبعدی و وابسته به بخشهای دیگری، بیرون از بدنه خود این صنعت است.
با این حال همین میزان سفر که ظاهرا با اندکی رشد نسبت به سال گذشته همراه بوده سبب خرسندی است. چرا که نشان میدهد اگر مردم هنوز توان کیفیت بخشیدن به سفرهایشان را نداشتهاند، دستکم دست و دلشان به ساختن با همان امکانات محدود رفته و سفر نوروزی داشتهاند. با این حال این خرسندی نباید چشمها را رو به واقعیتهای موجود ببندد. طعم واقعیت تلختر از آمارهایی است که معمولا مدیران دولتی با لحنی رضایتمندانه ارائه میکنند.
خوشحالیم که با توجه به شعارهای عدالتمحورانه رئیس محترم دستگاه اجرایی کشور، چه از منظر اقتصادی و چه اجتماعی، دست کم در یک چیز با دولت محترم توافق داریم؛ اینکه «سفر با کیفیت» -و نه صرفا سفر- حق همه مردم است؛ که البته ملاحظات خود را دارد و چیزهایی در جاهای دیگر باید ترمیم شود تا این حد از برخورداری نسبی -که صدالبته فراتر از حق شهروندان محترم نیست- فراهم آید. آنوقت تنها مسافران نیستند که از امکان به وجود آمده رضایت خواهند داشت؛ بلکه چرخه گردشگری نیز قدری سرعت خواهد گرفت و ارائه دهندگان خدمات سفر نیز شاهد رشد و رونق بیشتری در کارشان خواهند بود.