سفر امروز: یکم آذر در تقویم ملی، روز اصفهان است. مناسبتی که میتواند فرصتی باید برای بازخوانی توانمدیهای این شهر و آنچه تاکنون از این توانمندیها به ثمر نشسته است.
اگرچه اصفهان از اغلب شهرهای ایران بیشتر در سطح فراملی شناخته شده، اما این به معنای برخورداری از آوازهای نیست که با جایگاه و شان تاریخی و سیاحتی این شهر تناسب داشته باشد. همانطور که اغلب شهرهای ایران، حتی شیراز و مشهد و تبریز و… نسبت به ظرفیتها و قابلیتهایشان هنوز بیرون از مرزهای ایران ناشناختهاند. بگذریم که ما داخل مرزها هم شهرهایمان را به درستی نمیشناسیم و با فرهنگ و تاریخشان و آدابشان آشنا نیستیم.
درنگی بر این کاستی بسیار مهم در صنعت گردشگری کشور، یعنی نبود سازوکارهای مناسب برای شناساندن ایران به مردم دنیا، توجه ما را به پیشنیازهای مهمی جلب میکند که تا فراهم نشوند، نمیتوانیم ایران را به دنیا معرفی کنیم. در تمام دنیا مسئولیت تبلیغات و کار فرهنگی برای معرفی کشورها و جاذبههای گزردشگری و امکانهای سیاحتی بر عهده بخش حاکمیتی است. به عبارتی، بخش خصوصی در گردشگری سرمایهگذاری میکند و دولت و حاکمیت برای بارور شدن آن سرمایهها که در حکم ورود ارز به کشور و ایجاد درآمد برای دولت و منتفع شدن مردم هم هست، دست به کار معرفی ظرفیتها و توانمندیهای ملی در سطح بینالمللی میشود. اما اصفهان چه دارد که از آن به شهری «مهم» با ظرفیتهای جهانی در گردشگری نام میبریم؟
بارها گفته و نوشته شده و بر کمتر کسی پوشیده مانده است که گردشگری فینفسه عرصه رویارویی و گفتوگوی «غیریت»ها و «دیگربودگی»هاست. اصفهان به لحاظ اینکه تاریخش با سابقه سکونت پیروان ادیان مختلف در کنار مسلمانان شیعه همراه است، اماکن متفاوتی برای دیگر ادیان دارد. تاریخ اصفهان، ناخودآگاه جمعی این شهر را با نوعی تکثر و حضور در کنار «دیگری» عجین کرده. جلوههای محشور بودن با فرهنگهای دیگر شاید بیش از هر چیز در همان مکانهای پایدار در سایر باورها و آیینها جلوه داشته باشد. از آن جمله میتوان به کلیسای وانک اشاره کرد که حاصل همآمیزی دو دیدگاه بصری اسلام و مسیحیت در کنار یکدیگر و ای بسا در وامداری از یکدیگر است. در حالی که گنبد کلیساهای کهن ارمنی مخروطی شکل است، گنبد کلیسای وانک شبیه گنبد مساجد ایرانی عصر صفوی ساخته شده. در بام کلیسا، در قسمت فوقانی درِ ورودی حد فاصل دیوار غربی و حاشیه گنبد کوچک کلیسا هم در محوطهای مربع مانند، برج ناقوس کوچکی دیده میشود که مجموعا نوعی پذیرفتاری ساختار ذهنی حاکم بر جامعه آن عصر را نشان می دهد. اینها جدای از اماکن و بناهای تاریخی مذهبی اسلامی از جمله صدها مسجد تاریخی است که در اصفهان وجود دارد که حتی خود ما ایرانیها هم نمیشناسیمشان. وجود کلیساها و زیارتگاههای تاریخی از جمله مسجد جامع عتیق، مسجد شیخ لطفالله و… بیشک اگر به جهان شناسانده شود، میتواند اصفهان را به مقصدی بسیار پرتقاضاتر از امروز برای گردشگران تاریخی مذهبی تبدیل کند. گردشگرانی که شکوه معنوی این امکان و اتمسفر حاکم بر آنها را در هر جای دیگری نمیتوانند ببینند و حس کنند.
از اصفهان و جاذبههای آن گفتن و نوشتن آنقدر محتوا دارد که به امری بینهایت میماند. تازه اینها مربوط به خود شهر اصفهان و از هر طرف که نگاه کنیم، جادذبههای درخشان دیگری هم میبینیم که مزید بر علت اهمیت استان اصفهاناند. نقاط گردشگری مختلف و متنوع و راهبردی در صنعتدگردشگری در جایجای اصفهان دیده میشوند. کافی است تنها نگاهی به فهرست آثار و جاذبههای دیدنی شهرستان کاشان بیندازیم تا گواهی بر این مدعا باشد.
آنچه تا به اینجا گفته شد، جاذبههای پیشموجود و عمدتا تاریخی و میراثی اصفهان بود. پرسش این است که استانی با این قابلیتها تا چه اندازه از زیرساختهای متناسب برای جذب و اسکان و … برخوردار است. شاید برای یک توریست بینالمللی باورپذیر نباشد که شهر و استانی با این ظرفیتهای آشکار گردشگری، چه تعداد هتل ۴ و ۵ ستاره دارد! جای تعجب خواهد بود وقتی بداند تعداد هتلهای پنجستاره اصفهان -حتی با اغماض و احتساب آنها که در راهاند- به بیشتر از انگشتان دست نمیرسد.
به هر حال اینها تنها اشارات کوچکی است به اهمیت اصفهان، ظرفیتهای آن و کاستیهایی که نیازمند رفع و رجوعاند تا بخش بزرگتری از این توانمندی بالقوه بارور شود. سامان دادن به وضعیت زایندهرود و دیدن آن به عنوان سرمایه مادی و معنوی توامان، رفع مشکلات مربوط به حوزه حمل و نقل از جمله مسایل مربوط به حملونقل ریلی و قطارهای سریعالسیر و حملونقل هوایی و فرودگاه و… از دیگر موضوعات مهمی است که برای به ثمر نشستن هر چه زودتر فرصت درخشان ارزآوری کشور، یعنی تبدیل اصفهان به مقصد مهم و پرتقاضای گردشگری بینالمللی باید مورد توجه قرار بگیرد.
در سالهای گذشته از پیشبینی جذب سالانه حدود ۲۰ میلیون گردشگر خارجی درافق چشمانداز ایران سخن به میان میآمد. از این میان طبعا سهم پیشبینیشده برای اصفهان هم قابلاعتناست. خصوصا که بخش مهمی از این توریستها -که سالهاست چشم به راهشان هستیم!- طبعا از کشورهای اسلامی به ایران سفر خواهند کرد و اصفهان به لحاظ نوع جاذبههایش، از مقاصد اصلی آنها خواهد بود. این، بر لزوم توجه ویژه به این شهر و این استان را بیش از پیش تاکید میگذارد. اینهمه به دست نمیآید، مگر با عزم و نگاه ملی که گردشگری و اثرات آن بر همه شئونات زندگی مردم ایران را به عنوان فرصت ببیند، نه این بهاین صنعت-فرهنگ مهم و تعیینکننده صرفا از منظر امنیتی نگاه کند و با پیشفرضهای بدوی و متحجرانه، سبب بستن درهای کشور و توقف این فرصت در چنبره سیاستهای غلط و بازدارنده شود.
