انتظار میرفت امسال بر خلاف سنوات گذشته، تحلیل وزارت گردشگری در خصوص سفرهای نوروزی قدری واقعبینانهتر از گذشته باشد. این انتظار از آنجا ناشی میشود که این وزارتخانه در یکی از ماموریتهای اصلی سهگانه خود –که به لحاظ اقتصادی- آشکارا مهمترینشان هم هست، متولی صنعتی است که بنا بود در تراز یکی از ارزآورترین بخشهای اقتصادی نقشآفرین باشد. حالا که نه تنها خوابهایی چون جایگزین کردن گردشگری به جای نفت و از این حرفها تعبیر نشده، بلکه بحرانها یکی پس از دیگری دامنگیر گردشگری در کشوری شده است که فرصتهای ارزآوریاش همینطور دارند هدر میروند.
دامنه این رکود به جایی رسیده که بنا به آمار تشکلهای گردشگری، اعم از هتلها، آژانسها، بومگردیها، راهنمایان و… سفرهای داخلی هم به بیسابقهترین رکود خود رسیده! (تورگردانان را در شمول این تشکلها نمیآوریم چون در این شرایط حرف زدن از سفرهای ورودی به کشور، چیزی جز یک شوخی غمانگیز نیست)
در روزهای نوروز امسال، جز یکی دو استان که عمدتا مامن جنگزدگان بودند، وضعیت گردشگری –به آن معنایی که ما میشناسیم، اسفانگیز بود. البته میتوان با ترفندهای رسانهای فاجعه را پشت اعداد پنهان کرد و از -مثلا- «ثبت ۲۹ میلیون و ۷۰۰ هزار سفر در نوروز» سخن به میان آورد. بدون آنکه بگوییم این سفرها -با فرض واقعی بودن عدد- ربطی به رکود بیسابقه کسب و کارهای گردشگری در نوروز 1405 ندارد! چنین آمارهایی در نوروزهایی که شرایط عادی -و به قول معروف علیآباد، آباد بود- هم مقرون به صحت نبود و جز کجتابی و برانگیختن موضع انتقادی بخش خصوصی، حاصلی نداشت؛ چه رسد به حالا که بخشهای اقامتی، حملونقل، راهنمایان و به طور کلی کسب و کارهای مرتبط با صنعت گردشگری تاریکترین روزهای خود را سپری میکنند! دشوار است شنیدن چنین سخنانی از مقامات وزارتخانهای که بخش خصوصی تحت نظارتش در آستانه ورشکستگیهای سنگین قرار دارد. وقتی خسارت –یا بنا به بیان مورد علاقه بعضی مقامات وزارتخانه «عدمالنفع»- بخش خصوصی هزاران میلیارد تومان است، وقتی موج تعدیلها آغاز شده و حتی بخشی از کارکنان تاسیسات گردشگری برای دریافت بیمه بیکاری معرفی شدهاند، وقتی بخشی از هتلها کاملا تعطیل شدهاند و معلوم نیست به فعالیت برگردند، وقتی رئیس تشکل ملی هتلداران از ضرورت «اقدام عاجل» برای پیشگیری از یک «ورشکستگی سنگین» سخن به میان میآورد، کافی است لحظهای خودمان را جای هر کدام از این خسارتدیدگان بگذاریم؛ چه کارفرما و سرمایهگذار و بهرهبردار و چه نیروی متخصص و حتی غیرمتخصصی که بیکار شده و حالا ساعات روزانهاش را به ناچار در خانه کنار اهل و عیال میگذراند و چشم به راه معجزهای است تا بتواند آب باریکهای برای خود دست و پا کند. آن وقت میتوانین حس کنیم چنین آمار دادنهایی از میزان سفر در نوروز، چه به روز روان این آدمها میآورد!
کافی است سری به تریبونهای دولتی بزنیم و ببینیم از وضعیت گردشگری در این روزها چه میگویند. رد هر محتوایی را ممکن است در این رسانههای وابسته به دولت ببینید، اما واکنش درخوری از سوی مقامات به مصیبت بخش خصوصی گردشگری در این روزها نمیبینید! به عناوین زیر که در پایگاه خبری وزارتخانه و البته بخش گردشگری خبرگزاری ایرنا (هر دو دولتی) منتشر شده نگاه کنید:
« جنگ حریف سرمایه گذاری در گردشگری نشد»، «روستای هدف گردشگری قلعه بالا در مسیر ثبت جهانی/ فرآیند نهایی شدن پرونده با همکاری بهترین تیمهای تخصصی کشور»، « توسعه گردشگری عرفانی، معرفی مشاهیر و ترویج صنایعدستی استان سمنان، راهکار توسعه استانی است»، «آغاز پروژه ملی «این روزهای ایران»/ فراخوانی برای روایتگری اصیل از فرهنگ و تمدن ایرانی»، « گردشگری نقش کلیدی در استان فارس دارد/ لزوم توجه ویژه به ورود گردشگر به استان»، « فرماندار فامنین از روستاهای هدف گردشگری بازدید کرد»، «رونمایی از پلاک گردشگری/تمدید اعتبار وکالتنامههای نقلوانتقال خودرو تا پایان خرداد»، … و البته «ثبت ۲۹ میلیون و ۷۰۰ هزار سفر در نوروز».
میبینیم که مهمترین موضوع صنعت گردشگری که اقتصاد و اشتغال را در این صنعت به شدت تحت فشار قرار داده و منجر به تعطیلی بسیاری از تاسیسات شده چنان در این رسانهها و اظهارات مدیران دولتی خالی است که انگار نوروزی مانند همه سالیان گذشته را سپری کردهایم! وقتی واژه «ورشکستگی» وارد ادبیات متولیان صنفی و تشکلهای بخش خصوصی شده، باید موضوع را جدی گرفت؛ نه اینکه بخش خصوصی لابلای سطور گزارشها و خبرهایی که حرفهای مسئولان وزارتخانه را منتشر میکنند، با ذرهبین دنبال حرفی از خسارتها و فشارهای وارد آمده به خود بگردد.
