سفر امروز: در خبرها آمده است که ایران و عربستان سعودی بر سر برگزاری حج تمتع سال ۱۴۰۵ توافق کردند. تفاهمنامهای ناظر بر خدمات حج به زائران ایرانی و با هدف ارتقای سطح این خدمات به امضای رئیس سازمان حج و زیارت ایران و وزیر حج و عمره عربستان سعودی رسیده است؛ با این حال این خبر در ابعادی وسیعتر حکایت از ادامه تمهیداتی دارد که دولت چهاردهم برای تقویت روابط با عربستان داشته. تمهیداتی که بخشی از برنامههای سیاست خارجی ایران برای ترمیم روابط با کشورهای منطقه است. چنانکه رئیس جمهور هم از همان آغاز بر رویه تعامل و گفتوگو با جهان تاکید کرده و گفته بود این رویه باید از کشورهای همسایه و بعد منطقه خاورمیانه آغاز شود. روشن است که این رویه در صنعت گردشگری هم به قاعده موضوعیت دارد. صنعتی از حیث اقتصاد ملی، هدفش جذب گردشگران خارجی و ورود ارز به کشور است و این طبعا در گروِ رویکردهای دستگاه دیپلماسی و به طور کلی سیاست خارجی کشور است. به عبارتی، امروز کمتر شهروندی است که نداند، مسیر اهدافی که در برنامه توسعه برای گردشگری کشور پیشبینی شده، از رهگذر عادیسازی روابط با کشورهای دنیا و طبعا منطقه میگذرد.
پیش از این، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در کنشی سیاسی، روز ملی عربستان را در مراسمی رسمی تبریک گفته بود و به این شکل، سعی کرده بود پیامی مبنی بر جدی بودن میل به تقویت روابط میان دو کشور را در سطح بینالمللی صادر کند. حالا هم انعکاس تفاهمنامه حج (به عنوان بزرگترین رویداد گردشگری آیینی دنیا) در رسانهها، تا حد زیادی اتمسفر سیاست خارجی دو کشور در قبال هم را بیش از پیش به سوی بهبودی میبرد.
حال ببینیم که صنعت گردشگری ایران در این میانه چه طرفی از بهبود روابط با عربستان میبندد؟ بهتر است پرسش را اینطور مطرح کنیم که جدای از حجاج ایرانی که موضوع سفر حجشان در قالب مفاد تفاهمنامهای مستقل به امضای متولیان اصلی این امر در دو کشور قرار گرفته، سایر مردم ایران چگونه میتوانند از بهبود روابط ایران و عربستان بهرهمند شوند.
میدانیم که کشور عربستان در سالهای گذشته رویکرد آشکاری به سوی نوعی تجدد نشان داده و اگر نگوییم مدرن شده، دست کم باید بگوییم شدیدا به مظاهر مدرنیزاسیون علاقه و گرایش نشان داده است. مصادیق این گرایش هم روشن و هر روز نقل محافل عمومی در ایران است. پس اشاره به آنها جز تکرار مکررات نیست.
میدانیم بسیاری از مظاهر فرهنگی و تمدنی مدرن که عربستانیها امروز به دنبال آناند، به لحاظ بافتار سنتیشان در آن کشور وجود ندارد. مراد صرفا جلوههای مدرنیزاسیون و پیشرفت صنعتی و تکنولوژیک نیست که در هر جای دیگری از جمله کشور همزبانشان امارات متحده عربی در حد اعلای کلمه وجود دارد. منظور ظرفیتهای فرهنگی ایران است که ریشه در تاریخ و فرهنگ ما دارد که در سده اخیر، پشتوانهای شد برای رویارویی با جهان جدید و کاربست این پیوند میان تمدن کهن و زیست معاصر، دستاوردهای قابلاعتنایی داشته که به زندگی مردم ایران هم، خودآگاه یا ناخودآگاه، راه یافته است. ادبیات جدید ایران (شعر، داستان کوتاه، رمان، نمایشنامه)، معماری، هنر (اعم از سینما، موسیقی، نقاشی، تئاتر، مجسمهسازی و…) طبعا بر جهانبینی شیوه زندگی مردمان یک سرزمین تاثیر میگذارد و این مختص امروز این سالها و این سده هم نیست. به یاد میآوریم صحنهای از مجموعه تلویزیونی «امام علی(ع)» را که برای قاطبه مردم ایران آشناست. آنجا که گروه نمایش از روم نزد معاویه میروند و «سوفوکل» را اجرا میکنند و معاویه از دیدن جادوی هنر آنها بیآنکه بداند ماهیت این کار چیست، از التذاذ و حیرت دهانش باز میماند و عمرو عاص که اطلاعاتی در این باره داشته با لحنی مزاحآمیز او را «عرب بیاستعداد» خطاب میکند و میگوید (نقل به مضمون) در زندگی چیزهایی زیباتر از شکم هم هست و آنچه اینها اجرا کردند، هنر تئاتر است. امروز ایران و داشتههای تمدنی و فرهنگیاش، در حکم همان «غیریت» جذابی است که میتواند گردشگر نسل جدید عربستان را به صرافت سفر این کشور ترغیب کند.
به نظر میرسد با در نظر داشتن جمیع شرایط و اینکه امروز حاکمیت عربستان نسبت به گذشته همپوشانی به مراتب بیبشتری با سلایق و علایق نسل جدید مردم آن کشور دارد و به اصطلاح رابطه «دولت-ملت» شکل جدیدی در عربستان پیدا کرده، بیش از همیشه میتوان روی جذب گردشگران عربستانی به ایران حساب کرد. گردشگرانی که به لحاظ توان اقتصادی هم از بسیاری از کشورهای منطقه موقعیت بهتری دارند و سفرشان میتواند سطح قابلقبولی از ورود ارز به کشورمان را به همراه داشته باشد.
این را هم نباید از نظر دور داشت که یادداشت حاضر تنها به ملاحظات سیاست خارجی که البته مهمترین بخش قضیه هم هست اشاره داشته. جدای از اینها ما هنوز نیازمند زیرساختهایی متناسب با جذب گردشگران خارجی هستیم که به دنبال گردشگری با استانداردهای جهانی هستند. ایران همانطور که همواره گفته شده، کشوری دیدنی است با جاذبههای متعدد از انواع مختلفِ تاریخی، فرهنگی، طبیعی، سلامت و… کشوری با این استعدادها که آن را در ردههای بالای مقاصد جذاب دنیا قرار میدهد، با امکانات فعلی قادر به بهرهبرداری از بخش زیادی از استعداد خود نیست. آنچه این توان را ایجاد میکند، پس از تمهیدات دیپلماتیک و سیاست خارجی، پر کردن کاستیهایی است که سبب شده با استانداردهای جهانی در فاصله بایستیم. پر کردن این کاستیها، بیشک تنها به دست توانای بخش خصوصی میسر است. در این میان مسئولیت مهم دولت و حاکمیت این است که موانع موجو.د بر سر راه سرمایهگذاران بخش خصوصی را از سر راهشان بردارند. آنوقت خواهیم دید موهبتی که تاکنون کشور را از آن محروم کرده بودیم، میل و عشق مثالزدنی سرمایهگذارانی است که دوست دارند سرمایههایشان را مصروفِ رونق و پویایی گردشگری در ایران کنند.
