صنعت گردشگری در سالهای گذشته، کم خسارت ندید. مروری اجمالی بر بحرانهای متعددی که از حدود ۷ سال پیش با سیل نوروز ۱۳۹۸ تاکنون در کشور به وجود آمد، به خوبی گواه فشارهای متعدد و شکنندهای است که مانند بسیاری دیگر از حوزههای اقتصادی، فرهنگی و… گریبان گردشگری و فعالان آن را نیز گرفت. با این حال نه ناآرامیهای پاییز ۹۸، نه شیوه کرونا، نه وقایع پاییز ۱۴۰۱ و… هیچ کدام رویداد بینالمللی گردشگری یعنی نمایشگاه سالانه تهران را لغو نکرده بود. اتفاقی که حالا و پس از ناآرامیهای دیماه و مسایل فراوطنیِ متعاقب آن شاهدش هستیم؛ اینکه در نشست مشترک معاونان گردشگری و صنایع دستی کشور با تشکلها و فعالان بخشخصوصی تصمیم گرفته شد زمان نمایشگاه گردشگری و صنایع دستی به تعویق بیفتد.
شاید آنها که هر گونه لغو و تعطیلی را نشانه پا پس کشیدن میدانند و معتقدند به هر قیمتی و با هر کیفیتی باید رویدادهای پیشبینیشده دولتی و حاکمیتی را برگزار کرد، با این تصمیم مبنی بر لغو و یا به بیان مسئولان وزارتخانه «تعویق» نمایشگاه موافق نباشند؛ اما واقعیت این است که عقلانیت چیز دیگری میگوید. مولفهای که فقدان آن در بسیاری از تصمیمات «رسمی» در کشور ما خسارتآفرین شد و نمونههایش در سطوح و عرصههای مختلف آنقدر زیاد است که آدم نمیداند کدامش را بگوید. تو گویی –به قول آن شاعر همزبانِ افغانستانیمان- «کوه آتش به جگر دارد اگر خاموش است».
به نظر میرسد لغو و تعویق نمایشگاه گردشگری امسال (البته معلوم نیست تعویق تا کِی و موکول به چه تاریخی و در خبر رسمی تنها عبارت مبهم «زمانی دیگر» به کار رفته) اتفاقی بود که باید میافتاد. این یکی از آن معدود «باید»هایی است که دستگاه اجرایی و وزارتخانه به آن توجه کرد. کیست که نداند برپایی هر رویدادی ملاحظات و ملزومات خود را دارد که مهمترینشان تناسب رویداد با حال و هوای مخاطبان آن است. در روزهایی که یک ملت در اندوهی بیسابقه به سر میبرد و عواطف عمومی شدیدا جراحت برداشته، در روزهایی که اتمسفر اندوهبار عمومی چنان از توش و توان مردم کاسته و تمرکز حواسشان را گرفته که بسیاری برای انجام کارهای روزانه خود، ناگزیرند چند برابر معمول وقت بگذارند، در وضعیتی که اوضاع معیشتی چنان سفرهها را کوچک کرده که بخش بزرگی از مردم عجالتا به فراتر از نیازهای پیشپاافتاده، بدیهی و اولیه خود (بخوانید کف هرم مزلو) فکر نمیکنند، سفر و گردشگری چگونه میتواند به زبان مشترکی با مردم برسد؟ چه جایگاهی میتواند در این روزهای مردم داشته باشد وقتی ضریب اشغال هتلهای کشور زیر ۵ درصد است؟ وقتی با وجود ارزان شدن بهای حمل و نقل هوایی به پررونقترین مقاصد فصل مانند جزایر مناطق آزاد جنوب و خوزستان و … این مقاصد یکی از راکدترین زمستانهای خود را میگذرانند.
از یاد نبریم دولت و نهادهای رسمی کارگزار مردماند و نه ولینعمت آنها. چرا که آنچه بر اساس قانون به آنها موجودیت میدهد، رای مردم است. پس وقتی مردم انگیزهای برای هیچ گونه تفریح و سیاحتیب ندارند، همان بهتر که رویدادهای نامتناسب با روح جامعه برگزار نشود.
چه خوب بود اگر سایر دستگاهها هم به این اندوه عمومی احترام میگذاشتند و رویدادهایشان را به زمان دیگری موکول میکردند. آنوقت -فیالمثل- دبیر جشنواره تئاتر فجر (جشن! چه واژه نامانوسی!) به دلیل انصراف حضور مهمانان خارجی، مجبور نبود اعلام کند امسال عنوان «بینالمللی» از نام این رویداد حذف شده و روزنامهای به کنایه تیتر بزند رویدادی «استثنائا ملی».
زمانی، شاعری معاصر در شعری که حالا سر زبانها هم افتاده، نوشته بود: «حال همه ما خوب است/ ولی تو باور نکن». امروز این لحن کنایی هم انگار دیگر کاربرد ندارد و حال بد «ما» واقعیت عریانی است که هیچکس نمیتواند از «دیگری» پنهانش کند.
